X
تبلیغات
رایتل

از این ولایت 1

دوشنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 11:45 ب.ظ


چند روزیه اومدم و جزو اولین برنامه هام پس از بازگشت این بود که پست بزنم و اینکه تا الان نزدم خودش نشون می ده که چقدر کار رو دستم بود... حرف زیاد دارم ولی پراکنده... یکیش اینکه قبل از رفتن فکر می کردم افسرده ترین آدم روی زمینم ولی چند روزی که بین آدمهای تهران پرسه زدم دیدم نه بابا وضعم خیلی هم خوبه... افسردگی در حد تیم ملی بود اونجا... و متاسفانه به حق... برام حتم شد که اگر الان در میهن عزیز بودم باز داشتم برایِ رفتن تلاش می کردم... شاید حتی با دلی پُر تر و پَرپَر تر...

الان که برگشتم شادم... قدر می دونم... زندگی ِ هر چند جدی و تا حدی سختم رو دوس دارم... احمق بودم که روزها رو غمگین می گذروندم...


بچه ها چندتاشون کانال عوض کرده بودن... یکی از فان ترین دوستانِ قدیم و ندیمم زده بود شبکه قرآن و تا حدِ افراط مذهبی شده بود... از این مدل ها که نماز ظهر و عصر رو جدا می خوند و دائم ذکر می گفت... از این منطق ها که دستِ خدا رو تا آرنج تو همه چی می دید و هر بدبختی ای رو به یه حکمتی می چسبوند... هنوز دوست داشتنی بود ولی حرف زدن باهاش اعصاب می خواست... بامزه اش این بود که شیشه ی ابسلوتِ نه چندان قدیمی ای تو کابینتش عرض اندام می کرد... اشاره که زدم پوزخند تحویلم داد... مثل این سیگاری هایی که افتخارشونه آخرین پاکت سیگار نصفه شون ده ساله تو کشوئه...

یکی دیگه از بچه های قبلن به شدت دخترباز، ترکِ دنیا کرده بود... نگرانش شدم...

و اونهایی که کانال عوض نکرده بودن خسته تر بودن و گاهن تسلیم... مثل سربازهای یک نفس جنگیده... مثل غریق هایی که دیگه بیخیالِ دست و پا زدن شدن... به وضوح یک حرفهایی را نمی زدند و حرفهای دیگری را هی تکرار می کردند انگار که آلزایمر داشته باشن... انگار که به قول رضا قاسمی، جاهایی از زندگی را بریده باشند و انداخته باشند دور... علائم حیاتی بیشتر تو کسایی دیده می شد که داشتن برایِ رفتن نقشه می کشیدن یا بار می بستن... به نظرم کار درست رو هم همونا می کردن... با اینکه منطقم آژیر خطر می کشید تشویقشون کردم... همه رو تشویق کردم به رفتن... منطق رو باید ریخت دور تو این دوره زمونه...



بازم از سفر می نویسم... هر چی سعی کردم حرفهام رو مرتب کنم نشد... حالا با همین پست های بریده بریده یه جوری از کار در می آرمش... 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo