X
تبلیغات
رایتل

چنین میانه ی میدان

پنج‌شنبه 10 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 11:11 ق.ظ


نشستیم دور میز، می خوایم تصمیم بگیریم که آیا باید مرد رو استخدام کنیم یا نه... به همین بهانه داریم سر تا پاش رو بیرحمانه قضاوت می کنیم... چون منظورمون پرسونال نیست که، پروفشناله... و چون منفعت کمپانی در میونه می تونیم دهنمون رو باز کنیم هر چی می خوایم در موردش بگیم... یکیمون می گه 'همه اش بستگی به این داره که آدم حرف گوش کنی باشه و بشه مِنتورش کرد، باید خیلی سعی کنه تا با فرهنگٍ شرکت همصدا شه'... یکی دیگمون تایید می کنه... فکر می کنم مرد احتمالن از بچگی عاشق کامپیوتر بوده، رنگ مورد علاقه اش سفیده، چایی رو به قهوه ترجیه می ده و شاید هنوز کلکسیون کاست هاش رو نگه داشته... در یک کلام، مرد انسانه... اونوقت ما نشستیم دور میز داریم در راستای رویاهای صاحاب کمپانی، یکی از خودمون رو سلاخی ِ شخصیت می کنیم... گاهی حتی همدیگه رو غربال می کنیم... که مطمئن شیم اونی که اون بالا نشسته خوشحاله و بهمون پاداش می ده... که مطمئن شیم سیستم اونجوری که صاحابش می خواد می چرخه...

اونوقت می خوام بدونم ماها چه جوری از خدا پرستای دو آتیشه ی تروریست بهتریم...



وقتشه باز بهانه جور کنم بزنم به در ِ سفر...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo