X
تبلیغات
رایتل

داستان هفته 5

پنج‌شنبه 25 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 05:27 ق.ظ


داستان زندگی آن آدم ِ پر مشغله ی کمی دپرسی که یک روز موقع چک کردنِ لانه ی کبوترهای تازه تخم گذاشته ی زیر سقف تراس، از طبقه ی سوم پرت می شود پایین... می افتد روی بوته ها و با چند استخوان شکسته جان سالم به در می برد ولی اطرافیان همه فکر می کنند خیال خودکشی داشته... سعی می کنند زندگی اش را ساده تر کنند و سر و سامان بدهند... همین "سر و سامان" پیدا کردن زندگی و جلساتِ تراپی با تراپیستِ نفهم ِ کلیشه ای می کشاندش به بستری شدن در آسایشگاه روانی... و در نهایت بر اثر مواجه شدن با حجم ِ خالی ِ زندگی ِ قبلن بی سر و سامان و شلوغ و حالا مرتب و خالی، جرقه ی خودکشی ِ اینبار جدی اش را می زند...


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo