X
تبلیغات
رایتل

اصغر فرهادی استرالیا را 2-2 برد

چهارشنبه 28 دی‌ماه سال 1390 ساعت 02:57 ق.ظ


یا پس لرزه اش در همان حد بود... چرا که میزان، خوشحالی ملت است... یاد آدم به 8 آذر سال 76 نیفتد به کی بیفتد؟ به 29 اسفند 1329؟...

و کلن سال 76 سال خوبی بود... زندگی هر چند با دریغ، ولی گاهی لبخند می زد... حالا سالهاست که زندگی دیگر حتی پوزخند هم نمی زند و لذا گلدن گلابِ اصغر فرهادی فقط یک گلدن گلاب نیست... بهانه ی کوچک خوشبختی ست... ملت طفلکی هستیم کلن که ادامه مان بسته به دستاوردهای شخصی ِ یکی از هفتاد میلیونمان است... 

اول آمدم اینجا کمی تا اندکی گرد و خاک کنم... خواستم بگویم کدام افتخار ملی... خواستم بگویم فرهادی افتخارش تمام و کمال مال خودش است و شاید گلدن گلاب هم کمش باشد ولی یکی مثل من را سننه... خواستم بگویم اشتباه است آدمها را در حد یک ملت بزرگ کردن و مثل اینکه هنوز عادت انقلابی مان درست نشده... خواستم بگویم که هر کدام از ما از لحظه ی قبل از اعلام جایزه تا لحظه ی بعد از اعلام جایزه چقدر فرق کردیم که حالا فکر می کنیم می توانیم سرمان را بالاتر بگیریم... خواستم بگویم در ضمن بیخود می کند آن خارجی ای که آدم را با ملیتش محک می زند و ما که نباید تسلیم این صحنه آرایی خطرناک بشویم و شرف خودمان را آویزان کنیم به آینه ی ماشینمان که...


ولی حقیقت اینست که به آدم ماتم زده نمی آیند درس هورمون شناسی و سیستم عصبی بدهند... یک تکه شکلات می دهند دستش سق بزند بلکه برای دمی مرهمی باشد... حالا حکایت ما و اصغر آقای فرهادی هم همین... منطق و تحلیل هم بروند توی جوب و تا اطلاع ثانوی همانجا بمانند... حال ما بدتر از این حرفهاست...


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo